کفارهٔ کدام گناه است زیستن؟! .

درخواست حذف این مطلب
مُردیم از جهانِ تو را خون گریستن
کفارهٔ کدام گناه است زیستن؟! .....

#علی اکبر_یاغی تبار

قربون خدای بزرگم برم

درخواست حذف این مطلب
قربون خدای بزرگم برم

که اگه خطا کنم

نهایت قهرش بین دو اذانه

دوباره صدام میکنه، خدا عشق است.

قطاری کهنه ام، اما چه جای شکوه از مردم؟!

درخواست حذف این مطلب
قطاری کهنه ام، اما چه جای شکوه از مردم؟!
ش ته شیشه ام را سنگِ لطفِ همقطارانم

#حسین_زحمتکش

از زندگی خود لذت ببرید.

درخواست حذف این مطلب
یادتان باشد که
نیروبخش ترین
قانون این است:
با وجود هر پیشامدی،
از زندگی خود لذت ببرید.

آنتونی ر نز

حکم این است اعتراض وارد نیست

درخواست حذف این مطلب
حکم این است
اعتراض وارد نیست
باید دل را...
زیر پا بگذارم !

#کوروش_نامی

اول تو ببین قلب ی را نش تی؟

درخواست حذف این مطلب
در مسجد و در کعبه
به دنبال چه هستی؟
اول تو ببین
قلب ی را نش تی؟
اینگونه چرا در
پی اثبات خ م؟
همسایه ی ما گشنه و
ما سیر بخو م ...

مولانا

در او غرقم که در آیینه غرق گیسو افشانی ست

درخواست حذف این مطلب
در او غرقم که در آیینه غرق گیسو افشانی ستپریشان ی هستم که درگیر پریشانی ست
تویی آن که رسیدن به وصالش یعنی برای هرکه چون من در خودش یک عمر زندانی ست
همیشه تازه ای و دیدنت یک اتفاق بکرشبیه رویت مهتاب در شبهای بارانی ست
مداوا می شوم وقتی که می خندی و می خندممنی که راه رفع دردهایم خنده درمانی ست
بیا در دست من ها کن که هوهوی دم گرمتوزیدن های باد گرم در عصری زمستانی ست
بیا و بی خیال منطقی بودن شو ایندفع ه عشق و عاشقی همواره کاری غیر عقلانی ست
"جواد منفرد"

روزی که برای اولین بار تو را خواهم بوسید

درخواست حذف این مطلب
روزی که برای اولین بار
تو را خواهم بوسید
یادت باشد
کار ناتمامی نداشته باشییادت باشد
حرف های آ ت را
به خودت
و همه
گفته باشیفکر برگشتن
به روزهای قبل از بوسیدنم را
از سرت بیرون کنتو
در جاده ای بی بازگشت قدم می گذاری
که شباهتی به خیابان های شهر نداردبا تردید
بی تردید
کم می آوری.. افشین یداللهی

با زبانت، زخمه میزنی

درخواست حذف این مطلب
با زبانت، زخمه میزنی
بر ساز خسته ی وجودم ...
تمام تنم به ناله در می آید
آهنگش می پیچد و
تا گوشهای قلبم می رسد

در این شهر آرام
بر شیشه ی دل ها،ترک می افتد
و
تمام دل ها، اش بر می دارند
اما
دل خوش من را باش....
بس در قفس
با این ساز
و تارهای گسیخته
چه به در آمده است!!!

الهام قاسمی

اگر مرا ببوسی

درخواست حذف این مطلب
اگر مرا ببوسی
و اگر من چشم در چشم تو شوم
می ترسم از ویرانی ام
نگاه تو چون شراره ای است
که ناگهان
شعله ور می شوند
و من
به زندگانی بلند گل سرخی فکر می کنم
که بی هیچ تشویشی
در انتظار جاودانگی ست
"آلدا مرینی"

پیام حسین(ع)

درخواست حذف این مطلب
وقتی نانوای محل نان خمیر داد دستت و تو اعتراض کردی
‏وقتی که بقال محل با هر قیمتی جنس داد دستت و جرات اعتراض داشتی
‏وقتی که بقیه کرایه روتونستی از راننده بگیری
وقتی که تو اداره به کارمند بی مسولیت اعتراض کردی ...
وهزاران موضوع دیگه !
اونجاست که پیام حسین رو درک کردی

بانو

درخواست حذف این مطلب
بانو
تمامی تو
در ناتمام من
به آ خواهد رسید ...

در
صبح گاهی
که انگشتانم
در قوس اندام زرین
و لبانم
در چال زنخدان انارگونه ات
شکفتن آفتاب وصال را
نوید دهد ...


#حسین_محمدیان

پاییز فصل دوست داشتنی من

درخواست حذف این مطلب
پاییز فصل دوست داشتنی من
اینک از راه رسیده
فصل عاشقانه ها
و برگ ریزان خاطره ها
فصل نم نم باران
وقدم زدنهای دو نفره
فصل خیس شدن های
بدون چتر
تابستان چه زود تمام شد
تورا سپرد
دست پاییز خاطره انگیز
پاییز هم تو را میسپارد
دست زمستان سرد وبی رحم
خدا کنه خاطراتمان تن به
سرمای زمستان ندهند
باید طاقت آورد
تا از بی مهری های سرد زمستان بگذریم
تا شاهد جوانه زدن وشکوفا شدن
در بهار دلهایمان باشیم

محمددشتستانی قلایی

همۀ ما روانی هستیم

درخواست حذف این مطلب
به آیت الله العظمی بهجت ️گفتم:
«آقا! شوهر خواهرم مریض است؛ توی حرم دعایش کنید.»

پرسید:«چه بیماری ای دارد؟»
با شرمندگی گفتم:«روانی است.»
گفتند: «همۀ ما روانی هستیم؛ اگر نبودیم،گناه نمی کردیم...»

وﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﻥ ﻋﺎﺷﻖ

درخواست حذف این مطلب
وﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﻥ ﻋﺎﺷﻖ
ﺣﺘﯽ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺯﺷﺘﯽ ﻫﺎﯼ
ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ میﭘﺮﺳﺘﺪ!
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ
ﺧﻮﺩ ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ
ﺟﻨﺎﯾﺎﺗﺶ ﺭﺍ
ﺑﺪﺍﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﯽ ﻋﺎﺷﻖ
ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﺒﺮﺋﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺗﺒﺮﺋﻪ ﮐﻨﺪ...

#داستایوفسکی

با لب هایم نه !

درخواست حذف این مطلب
با لب هایم نه !
من همیشه تو را...
با چشم هایم می بوسم...
آرام تر...
گرم تر...
عاشقانه تر... :)

# _درفش

دل بیدار من بر مردم خو ده می گرید

درخواست حذف این مطلب
دل بیدار من بر مردم خو ده می گرید
بلی ، فهمیده بر احوالِ نافهمیده می گرید

ز چشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را
که هر عضوی به درد آید ، به حالش دیده می گرید

پس از جان دادن عاشق ، دل معشوق می سوزد
که شیرین بهر فرهادِ به خون غلطیده می گرید

نگردد تا رقیب زشت خو ، آگه ز حال من
دلم از هجر آن زیبا صنم ، یده می گرید

به روز وصل هم عاشق بُود در گریه ی زاری
ز شام هجر ، از بس دیده اش ترسیده می گرید

محبت را میان یوسف و یعقوب سنجیدم
چو دیدم بیشتر آن پیر محنت دیده می گرید

هر آن عاشق که بینی ، از فراق یار می نالد
ولی "رنجی" ز بهر دلبر رنجیده می گرید ... هادی پیشرفت ( رنجی )

آدم ها مانند پنجره هایی با شیشه های رنگی اند.

درخواست حذف این مطلب
آدم ها مانند پنجره هایی
با شیشه های رنگی اند.
وقتی آفتاب می تابد
برق می زنند و می درخشند،
اما وقتی تاریکی سایه می گسترد
زیبایی حقیقی آن ها
فقط در صورتی هویدا می شود
که نوری در درونشان باشد.


#الیزابت_کوبلر_راس

دلم می خواست

درخواست حذف این مطلب
دلم می خواست
ِ عطرم را
بر اتاق ات بپاشم...
میان کتابهایت دراز بکشم
ساعت را بچرخانم
تا عقربه ها بیداد کنند
وبعد
لم بدهم،
میان تخت بی خواب چشم هایت...
...
...
آنگاه کشتی جهان
در اقیانوس کلمات ما غرق شود
و ما از بیداری نهراسیم...


لیلا رنجبران

خودم را در آغوش می کشم

درخواست حذف این مطلب
خودم را در آغوش می کشم
پر بوسه و بغل دار
به نیتِ داشتنت ...

مریم_قهرمانلو

در محله ی ما

درخواست حذف این مطلب
در محله ی ما پدران کار می کنند
مادران کار می کنند
و غم
مسئول بزرگ بچه هاست ...

#محسن_بیدوازی#

در زیباترین عاشقانه های جهان

درخواست حذف این مطلب
در زیباترین
عاشقانه های جهان
همیشه "قلب"یک زن در میان است
زن اگر نباشد
پرنده ی شعر
در شاخه های دفتر هیچ شاعری
پر نمی زند...

هر انسانی که نمی توانم دوستش بدارم

درخواست حذف این مطلب
هر انسانی که نمی توانم دوستش بدارم
سرچشمه ی اندوهی ست ژرف
برای من.

هرانسانی که روزی دوستش داشته ام
و دیگر نمی توانمش دوست بدارم
گامی ست به سوی مرگ
برای من.

آن روز که دیگر نتوانم ی را دوست بدارم
خواهم مرد.

آی شمایان،
که می دانید شایسته ی عشق من اید،
مراقب باشید، مراقب باشید
تا مرا نکشید.

آرزو میکنم که خنده ات

درخواست حذف این مطلب
آرزو میکنم که خنده ات

تنها به عادت مرسوم "ع گرفتن"

نبوده باشد !

و تو خندیده باشی

در آن لحظه از ته دل...

چرا که خنده ی تو

جهان را زیبا میکند...


((یغما گلرویی))

بالا میروم

درخواست حذف این مطلب
بالا میروم

از خی

در خیابانی که

هر لحظه

دار می زند

افکاری که

به جرم لبخندهای تو

چشمان تمام پنجره ها را

می کشند


((آرمیتا مولوی))